"هفتاد و هفت"

به نام زیبا نگارنده هستی

Literary Text Translation
ساعت ۱:۳٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٠/۸/٤ 

Dear students of English Literature:

course title: Literary text translation

Translate the following extract into fluent Persian:

When the boy came back the old man was asleep in the chair and the sun was down. The boy took the old army blanket off the bed and spread it over the back of the chair and over the old man’s shoulders. They were strange shoulders, still powerful although very old, and the neck was still strong too and the creases did not show so much when the old man was asleep and his head fallen forward. His shirt had been patched so many times that it was like the sail and the patches were faded to many different shades by the sun. The old man’s head was very old though and with his eyes closed there was no life in his face. The newspaper lay across his knees and the weight of his arm held it there in the evening breeze. He was barefooted.


کلمات کلیدی:
 
Semester 90-1 Short Story Course
ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٠/٧/٤ 

Dear students of English Literature

Bellow is the full eText for the Short Story Course this semester:


The Short Story- word 2007

The Short Story- word 2003


کلمات کلیدی: english literature ، short story
 
Semester 90-1 Novel Course
ساعت ٢:٠٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٠/٧/٤ 

Dear students of English Literature

Bellow is the eText for the Novel Course this semester:

The Great Gatsby Characters Map

The Great Gatsby


کلمات کلیدی: novel ، great gatsby ، english literature
 
A gift to all my dear students
ساعت ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٠/٥/۱٢ 

این هم کتاب بنده که بالاخره به چاپ رسید.

تقدیم به همه دانشجویان و دوستداران زبان انگلیسی



 
To the Students of Literature, Summer Semester
ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٠/٥/۳ 

Following is the list of the books for summer courses:

 

Course: Short Story

Book: A Guide to the Analysis of the Short Story by Mrs. Helen Ouliaei Nia

 

Course: Reading Journalistic Texts

Book: A Course in Reading Journalistic Materials by Saber Delshad, PhD

 

Course: Literary Terminology

Book: A Glossary of Literary Terms by M. H. Abrams


 
توصیف خداوند از زبان ملاصدرا
ساعت ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٠/٥/۳ 

 

خداوند بی‌نهایت است و لامکان وبی‌زمان

اما به قدر فهم تو کوچک می‌شود

و به قدر نیاز تو فرود می‌آید

و به قدر آرزوی تو گسترده می‌شود

و به قدر ایمان تو کارگشا می‌شود

و به قدر نخ پیرزنان دوزنده باریک می‌شود...

پدر می‌شود یتیمان را و مادر

برادر می‌شود محتاجان برادری را

همسر می‌شود بی‌همسرماندگان را

طفل می‌شود عقیمان را

امید می‌شود ناامیدان را

راه می‌شود گمگشتگان را

نور می‌شود در تاریکی ماندگان را

شمشیر می‌شود رزمندگان را

عصا می‌شود پیران را

عشق می‌شود محتاجان به عشق را

خداوند همه چیز می‌شود همه کس را...

به شرط اعتقاد، به شرط پاکی دل، به شرط طهارت روح، به شرط پرهیز از معامله با ابلیس

بشویید قلب‌هایتان را از هر احساس ناروا

و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف

و زبان‌هایتان را از هر گفتار ناپاک

و دست‌هایتان را از هر آلودگی در بازار...

و بپرهیزید از ناجوانمردی‌ها،ناراستی‌ها ، نامردمی‌ها!

چنین کنید تا ببینید خداوند چگونه

بر سفره شما با کاسه‌ای خوراک و تکه‌ای نان می‌نشیند

در دکان شما کفه‌های ترازویتان را میزان می‌کند

و در کوچه‌های خلوت شب با شما آواز می‌خواند...

مگر از زندگی چه می‌خواهید که در خداییه خدا یافت نمی‌شود ...؟


کلمات کلیدی: خداوند ، ملاصدرا ، عرفان ، انسان
 
انشا یک بچه دبستانی در مورد ازدواج
ساعت ۱:۳٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/۳/٢٩ 
نام : کمال    
کلاس :دوم دبستان    
موزو انشا : عزدواج!   

هر وقت من یک کار خوب می کنم مامانم به من می گوید بزرگ که شدی برایت یک زن خوب می گیرم.
تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است.
حتمن ناسرادین شاه خیلی کارهای خوب می کرده که مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود. ولی من مؤتقدم که اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود ، چون بابایمان همیشه می گوید مشکلات انسان را آدم می کند. 
 در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خیلی به هم می خوریم.
از لهاز فکری هم دو طرف باید به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فکر ندارد که به من بخورد ولی مامانم می گوید این ساناز از تو بیشتر هالیش می شود.
در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار آدم های بزرگی بوده اند که کارشان به تلاغ کشیده شده و چه بسیار آدم های کوچکی که نکشیده شده. مهم اشق است !
اگر اشق باشد دیگر کسی از شوهرش سکه نمی خواهد و دایی مختار هم از زندان در می آید
من تا حالا کلی سکه جم کرده ام و می خواهم همان اول قلکم را بشکنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم.  
 
مهریه و شیر بلال هیچ کس را خوشبخت نمی کند.
همین خرج های ازافی باعث می شود که زندگی سخت بشود و سر خرج عروسی دایی مختار با پدر خانومش حرفش بشود.
دایی مختار می گفت پدر خانومش چتر باز بود.. خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی کم بوده که نتوانسته خرج عروسی را بدهد. البته من و ساناز تفافق کرده ایم که بجای شام عروسی چیپس و خلالی نمکی بدهیم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتی می خوری خش خش هم می کند!  
 
اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است و گرنه آدم مجبور می شود خودش خانه بگیرد. زن دایی مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یک زیر زمینی بگیرد. میگفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پایین! اما خانوم دایی مختار هم می خواست برود بالا! حتمن از زیر زمینی می ترسید. ساناز هم از زیر زمینی می ترسد برای همین هم برایش توی باغچه یک خانه درختی درست کردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شکست. از آن موقه خاله با من قهر است.
قهر بهتر از دعواست. آدم وقتی قهر می کند بعد آشتی می کند ولی اگر دعوا کند بعد کتک کاری می کند بعد خانومش می رود دادگاه شکایت می کند بعد می آیند دایی مختار را می برند زندان!
البته زندان آدم را مرد می کند.عزدواج هم آدم را مرد می کند، اما آدم با عزدواج مرد بشود خیلی بهتر است! 
این بود انشای من

کلمات کلیدی:
 
سه مرحله احمقانه در زندگی
ساعت ۱:۳٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٠/۳/۱٩ 

We have 3 stupid stages of life………..



Teen age

Have Time + Energy …but No Money

 

cid:image001.jpg@01CA0B79.89C30C10


Working Age

Have Money + Energy …but No Time

 

cid:image002.jpg@01CA0B79.89C30C10


Old age

Have Time + Money …but no Energy

cid:image003.jpg@01CA0B79.89C30C10


کلمات کلیدی: زندگی ، احمق ، روانشناسی